مـ ــانـــ ـــده تـا پــ ــروانــ ــگی

دلخطــ ـی هایـــ َــــم
مـ ــانـــ ـــده تـا پــ ــروانــ ــگی


ســ ـــ ــلام
نام کوچک خداست...

------------------------------
جایی برای نوشتن در خلوتُ سکوت...

-----------------------------

اینجا "دلــــــــــــــــــخطــ " است
لطفا "دستــــــــــــــخطــ " نذارید...


-----------------------------

«هذا من فضل ربی»

----------------------------

«الهی و ربی من لی غیرک...»

---------------------------
گر اسیر روی اوییـــ نیست شو پـــروانه شو
پای بند ملک هستی در خور پروانه نیست

----------------------------
"اکثر" مطالبی که اینجا میخونید از خودمه
خــوب و بــدش رو بهم بگید

هرگونه برداشت "دلــانه" مجاز است...
هرگونه کپی پیگرد "انســـــانی" دارد...

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد



وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد



سیب ها روی خاک غلطیدند

چادرش در میان گرد وغبار



قبلا این صحنه را...نمی دانم

در من انگار می شود تکرار



آه سردی کشید،حس کردم

کوچه آتش گرفت از این آه



و سراسیمه گریه در گریه

پسر کوچکش رسید از راه



گفت:آرام باش! چیزی نیست

به گمانم فقط کمی کمرم...



دست من را بگیر،گریه نکن

مرد گریه نمی کند پسرم



چادرش را تکاند، با سختی

یا علی گفت و از زمین پا شد



پیش چشمان بی تفاوت ما

ناله هایش فقط تماشا شد



صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن ! این صدای روضهء کیست



طرف کوچه رفتم و دیدم

در و دیوار خانه ای مشکی است



با خودم فکر می کنم حالا

کوچه ء ما چقدر تاریک است



گریه،مادر،دوشنبه،در،کوچه

راستی! فاطمیه نزدیک است...




+ سید حمیدرضا برقعیِ جان

یازهرا
  • سارا سادات

نظرات (۲)

ای وای
ای وای
...
پاسخ:
:(((
یا زهرا....
آجرک الله یا بقیه الله
پاسخ:
ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﺩﻋﺎ...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">